احمد بن محمد ميبدى
420
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
22 - قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَأْفِكَنا عَنْ آلِهَتِنا فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ . قوم هود گفتند : تو مىخواهى ما را از خدايان خود برگردانى ، پس آنچه را كه وعده مىدهى براى ما آر ، اگر راست مىگوئى ؟ 23 - قالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أُبَلِّغُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِهِ وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ هود گفت : دانش ( بازپس افتادن عذاب شما ) نزد خداى يگانه است و من آنچه به آن فرستاده شدهام بشما تبليغ مىكنم و لكن شما مردمى نادانيد . 24 - فَلَمَّا رَأَوْهُ عارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِيحٌ فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ . پس چون ميغ ديدند كه از برابر واديهاى آنها پديد آمد گفتند اين ميغ ( ابر ) باران است كه بر ما خواهد باريد ! هود ايشان را گفت : نه ، بر اين ابر بارانى نيست ! اين آن عذابى است كه به آن مى ( شتاويد ) شتابيد و بادى است كه در آن عذابى دردناك است . 25 - تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّها فَأَصْبَحُوا لا يُرى إِلَّا مَساكِنُهُمْ كَذلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ . ( اين باد ) هر چيزى را به فرمان پروردگارش تباه مىكرد و چنان شدند كه جز خانههاشان ديده نمىشد ، اينچنين است كيفر گناهكاران ! 26 - وَ لَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيما إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَ جَعَلْنا لَهُمْ سَمْعاً وَ أَبْصاراً وَ أَفْئِدَةً فَما أَغْنى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَ لا أَبْصارُهُمْ وَ لا أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَيْءٍ إِذْ كانُوا يَجْحَدُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ . ما به آنها توانائى و دسترسى داديم كه به شما نداديم و آنان را گوشها و چشمها و دلها داديم ، اما چه فايده ! كه گوشها و چشمها و دلهاشان هيچ سود نداشت ! چون آنها سخنان حق را انكار كردند و از پذيرفتن آن باز نشستند ، و فرا سر ايشان نشست آنچه را كه بر آن مىخنديدند و افسوس ( مسخره ) مىكردند . 27 - وَ لَقَدْ أَهْلَكْنا ما حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرى وَ صَرَّفْنَا الْآياتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ . ما آنچه شهر در گرداگرد شما است هلاك و تباه كرديم و سخنان پند و اندرز بيان كرديم تا مگر آنها بازگردند . 28 - فَلَوْ لا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ قُرْباناً آلِهَةً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ وَ ذلِكَ إِفْكُهُمْ وَ ما كانُوا يَفْتَرُونَ . پس چرا آنهائى را كه جز خداى يگانه ، خدايان گرفتند آنان را يارى نكردند ؟ و بوسيلهء آنها نزديك شدن به من را خواستند ؟ و آنها نه تنها يارى ندادند بلكه از آنان گم گشتند و آنچه مىگفتند دروغزنى آنها بود و آن افتراها ( ناراستها و نادرستها ) كه مىساختند . 29 - وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ . ياد كن ( اى محمّد ) آنگاه كه گروهى از پريان را بسوى تو گردانيديم كه قرآن گوش مىكردند ( مىنيوشيدند ) و چون به قرآن رسيدند يكدگر را گفتند خاموش ، گوش دهيد ، پس چون قرآن خواندن سپرى شد ، هريك به قوم خود رفتند درحالىكه آنان را آگاه مىكردند .